میکاییل میکاییل ، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

نقطه ؛ نقطه آغاز زندگی ما

من اومدم با دندونام

سلام سلام صد تا سلام هزار و سيصد تا سلام من اومدم با دندون هام مي خوام نشونتون بدم صاحب مرواريد منم يواش يواش و بي صدا شدم جز كباب خور ها... میکاییل جونم دندون دراورده یکیش نیش زده سر در آورده بیرون یکیش هم تو راهه هر دو هم پایین هستن وای اینقدر خوشگلن که نگوووووووووووووو دلم می خواد ازش عکس یگیرم اما تا دهنش رو با دست باز می کنم زبونش رو هم میاره بیرون اگه موفق شدم حتمان عکسه مرواریده کوچولوش رو میزارم ...
30 فروردين 1391

مادری دارمــــــــــــــــــــــــــ

مادری دارم بهتر از برگ درخت مامان من سرکار خانوم مامان اشرف معروف به اشرف سادات یا به قول من اشی کدبانو ترین زنی که به عمرم دیدم باعرضه ،  تمیز ؛  مرتب و باهوش که مطمئنم اگه از دوازده سالگی شوهرش نمی دادن حتمان به مقاطع بالای تحصیلی می رسید با اینکه بیست ساله بوده و سه تا بچه داشته لباس با ماشین بافتنی میبافته خیاطی هاشون خودش می کرده خونه اش مثله دسته گل بوده و منم که ته تغاریش بودم در سن سی و دو  سالگی آورده و از سی و هفت سالگی هم  مادر بزرگ شده همیشه دست پختش زبانزده فامیل بوده بهترین ترشی و مربا و .... رو پخته هر وقت از مدرسه می اومدم خونه مون ، اتاقم و کمدم برق می زد اما من هیچ وقت راضی نبو...
29 فروردين 1391

هفت ماه هم تمام شد

  Happy 7 th full Moon    الهی قوربونت برم من فرشته کوچولوی من که هفت ماه تموم با من بودی و بهترین حس دنیا رو نصیبم کردی   قند و عسله مامان شیرین که بودی اما شیرین تر شدی که دلم می خواد درسته قورتت برم و در اوج لذته کارات یه افسوس گنده نصیبم می شه که چقدر حیف این لحظه ها می گذرن چقدر حیف که بابایی نیست چقدر حیف که دوربین نزدیکم نیست اما اگه باشه مگه فایده ایی هم داره  تا دوربین رو دسته من می بینی فقط می خوای بگیریش و کاری رو که مشغولش بودی رو فراموش می کنی . دیروز ناهار خونه خاله الهه بودیم خاله موقع ناهار یه پتو روی زمین پهن کرد و تو رو اونجا گذاشتم تا خودمون ناهار بخوریم ی...
26 فروردين 1391

مکاییله 6.5 ماهه

عزیزم پسرم گلمممم   چقدر لذت بخشه دیدن بزرگ شدنه تو دیدنه کارهای جدیدت که هر روز نو می شه  چقدر حض می برم وقتی سرت روی شونم می ذاری یا از ته دله کوچولوت  بهم می خندی و دستات  رو باز می کنی تا بغلت کنم این روزا از هر دو طرف غلط  می زنی  و یا این غلطتیدنات تا یک متر هم  جا به جا می شی عاشق خاموش و روشن کلید های برقی که بالا و پایین شون  کنی اما هنوز نمی دونی که به چراغ ها ربط داره کنترل تلویزیون رو خیلی دوست داری تا می بینی برشون می داری و محکم می کوبیشون روی میز -آخه مامان جان نمی دونی که اگه وسایله مامان اشرف خراب شه شرمندگیش واسه من می مونه - ...
19 فروردين 1391

عید هم تموم شد

اولین سیزده بدر میکاییل     سلام فرشته کوجولوی من     بلاخره عید هم به سرعت باور نکردنی تموم شد همیشه عید یرای من 1، 2 ، 3 ،7 ، 12 ؛ 13 بوده بقیه روزها نمی دونم کجا مخفی می شن !!! امسال اولین سیزده بدر بچه بغله من بود اما نه خونه شوهر بلکه دور از شوهر و خونه مادر یعنی کنار اشرف سادات و دختران مکرمش بودم . به علت اینکه ما خیلی دیر آماده می شیم ناهار کباب خریدیم و بردیم بیرون که شما هم تا کباب و سفره رو دیدی شروع به اعتراض کردی  که من هم بهت نون دادم که با چه طعم و مزه ایی می خوردیش که فکر می کنم تو عکس زیر معلومه &n...
15 فروردين 1391

قشنگ ترین پسر دنیا

سلام به قشنگ ترین پسر  دنیا        یادمه تازه که ازدواج کرده بودیم مامان اکرم همیشه می گفت :  دانیال که  بچه بود من فکر می کردم که پسرم قشنگ ترین  پسره دنیاس ، من همیشه فکر می کردم که ، مرسی اعتماد به نفس ،  خداییش دانیال بچه که بوده قشنگ بوده اما نه قشنگ ترین بچه دنیا . اما حالا می فهمم که چه حسی داشته آخه به نظر من تو هم قشنگ ترین بچه دنیایی ،  هر جا هم که عید دیدنی می رم نقل مجلس اینه که تو شکل کی هستی ؟؟؟ هر چند که من این موضوع رو اصلان دوست ندارم میکاییل من فقط شکله میکاییله همین و بس . خلاصه هر جا هم می رم...
8 فروردين 1391