میکاییل میکاییل ، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

نقطه ؛ نقطه آغاز زندگی ما

اصغر فرهادی، سفیر صلح با گلدن گلاب

  در روزگار هجمه ی خبرهای بد، برنده شدن فیلم اصغر آقا به بهانه ای تبدیل خواهد شد برای شادی دستجمعی، موضوعی که سالهاست در جامعه ی ما کمرنگ شده است   اصغر فرهادی همراه با پیمان معادی به روی صحنه رفت و جایزه را از مدونا گرفت و گفت: " داشتم فکر می کردم که اگر جایزه را گرفتم از کی تشکر کنم از مادرم، از پدرم، از همسر مهربانم، از گروه فیلمم؟ اما حالا می خواهم از مردمم بگویم . آنها مردمی دوست داشتنی و صلح پذیر  هستند ... متشکرم" به افتخار اصغر فرهادی که وقتی اون بالا جلو اون همه آدم گنده ی سینمای جهان روی سکو میره میگه: من از مردم کشورم تشکر میکنم که اونها دوست داشتنی ترین آدمهای روی...
27 دی 1390

اندر احوالات مالزی 1

سلام راستی خورشید خانوم چه شکلی بود  ؟ نوره افتاب  چه رنگی بود ؟؟؟ آبی بود یا نارنجی ؟؟ من که یادم نمیاد بسکه اینجا بارونی و ابریه و آفتابی نشده من یادم رفته ،بیشتر از یک هفته اس بی وقفه داره بارون میاد ، بابا جون پنبه داخل بالش ها ؛ پشته دره کمدهای چوبی ؛ لباسهای آویزون شده به جوب لباسی ( البته تن شده ها ) همه کپک زده همیشه تو فصل بارون همین آش و کاسه است که از مهر شروع می شه تا نزدیکی های عید . اینجا دو تا فصل داره بارون و غیر بارون از پاییز و زمستون خبری نیست ( من دلم پاییز می خواددددددددد ) . همیشه هم سبزه به قولی اگه اینجا چوب خشک تو زمین بذاری سبز می شه . مالزی یعنی زندگی مسالمت آمیز با حیوانات ؛ ا...
26 دی 1390

چهار ماهه زیبا

میکاییلم عزیزم تولده چهار ماهگیت مبارک از این که اومدی و خونه دلم رو روشن کردی ممنونم بهترین های دنیا رو از خدا برات می خوام یادش بخیر که چهار ماهه پیش بهترین لحظه زندگیم رو تجربه کردم اولین باری که تو آغوش گرفتمت حالا همه دار و نداره دلم عشقه تو شده اسم تو همه فکر و ذهنم شده با تو شاده شادم ، حالم خیلی خوبه همه اینهارو تو به من دادی ممنون که هستی   ...
25 دی 1390

عشق

    عشق مثله پنیر میمونه،   زیادش آدمو خنگ میکنه، نرمالش فقط تا یک ساعت آدمو سیر نگه میداره، هیچ کس هم تا حالا بدونه پنیر نمرده . . ...
21 دی 1390

جدیدترین کارهای میکاییل

    ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم سلام میکاییل     قوربونت برم من که روز به روز شاهده بزرگتر شدن و آقا شدنت هستم اینقدر کارای خوشگل می کنی با خودم می گم یادم باشه بیام اینجا بنویسم حالا که اومدم نمی دونم چی بنویسم بذار یه کم تمرکز کنم ، یه نفسه عمیق چشمامو می بیندم تا یادم بیاد .......... . . . : از بازی های که یه کم بترسی خیلی خوشت میاد اولش یه تکون می خوری بعد حسابی میخندی ده بار هم تکرار بشه هر ده بارشو تکون می خوری . : هر بار فقط ی...
20 دی 1390