تاریخه طلایی
سلام میکاییلم امروز برام یه تاریخ طلاییه ، شروع یه زندگی دو بارست ، قبل از اون فقط گذرانه عمر بود و تکراره مکررات ، چقدر هرلحظه خاطره های پارسال رو مرور می کنم گاهی دلتنگ می شوم اما وقتی نگاهت می کنم همه دلتنگی هام یادم می ره . هفدهم آذر اولین روزه بارداری من رقم خورد یعنی بدون اینکه بدونم داشتم پذیرای وجوده نازنینه تو می شدم . خدا داشت یواش یواش و پله به پله منو آماده می کرد من نمی فهمیدم درک نمی کردم ضجه می زدم باهاش دعوا می کردم اما خدا بی توجه به گفته های نا حسابه من کاره خودش رو می کرد ، ...
اندرونه موبایله بابایی
درست یا غلط ؟؟؟ مسئله این است .
می دونی دل اسیره ؛ اسیره تا بمیره میدونی بدون تو دلم آروم نگیره سلام میکی کوچولوی مامان دارم کار می کنم کاسه می افته می شکنه شروع می کنم به جمع کردنش یاده این می افتم که الان زنه غلام رسول برامون ماست آورد تو رو که دید پرسید چند ماهته منم گفتم دو ماهو نیم گفت : چه پسر قوی ایی . ( اینجا ماست خیلی گرونه یه سطله نیم کیلوییش حدود پنج هزار تومن می شه ، اما یه آقای هندی هست به اسم غلام رسول واسمون ماست ...
روز اوله محرم
سلام فرشته کوچولوی من میکاییله من عزززززززززززززززززززززیزم ؛ گلم ، که هر روز من و بابایی شاهده کارهای جدیدت هستیم و کنارت می نشینیم و می خندیدیم به جیغ هایی که می زنی به خنده هایی که گاهی با یه جیغه کوتاه همراهه ؛ به دقتت به اشیا که همچین با چشمای خوشگلت بهشون زل می زنی ، یا به اینکه وقتی بازت می کنیم یهو خوشحال می شی و شروع می کنی محکم به دست و پا زدن جوری که 90 درجه می چرخی و بالا تر میری و دستت محکم روی دلت میخوره و تاپ صدا می ده . اینقدر جدیدان موقع شیر خوردن بازی گوشی می کنی و حواست پی همه چیز می ره از گل روی مبل گرفته تا چراغه قرمزه کنار کولر و یکم نگاه می کنی بر...
وای !!!! واکسن !!!
سلام میکاییلم سلام میکاییلم با نردیک شدن به دو ماهگیت بازم تالاپ تولوپه قلبه من شروع شد که واکسن داری تو و باز خودم با دسته خودم باید ببرمت جایی که بهت سوزن بزن آخه این چه رسمه روزگاره !!! با کلی فکره بی خود و غر غره الکی که خدا این ویروس و باکتری چیه آفریدی ؟؟؟ تازه بدتر اینکه با سیستمه اینجا آشنا نبودم و مامانه حواس پرتت که کارته واکسنت رو هم فکر می کرد آورده اما هر چی می گرده می ب...
نویسنده :
ملی
17:28
از ماست که بر ماست
قوربونت برم خدایا خیلی ماهی آخره مرامی به قوله اون چوپونه تو شعره کتاب فارسی مون : تو کجایی تا شوم من چاکرت چارقدت دوزم ، کنم شانه سرت حالا بریم سر اصله ماجرا ؛ خدا وکیلی فقط بهم نگین بد جنس !!! دیروز ( شنبه ) international culteral night بود و گفتم که ایرانی ها هم دو تا سرود آماده کرده بودن یکیش ای ایران ای مرز پر گوهر بود و یکی هم شعری از مولانا بود که بابایی چند روزه آزه گار می رفت تمرین همچین هم همه جو گیر بودن انگار که می خوان با مدونا کنسرت برگزار کنن ( والا !!!! ) ( گفتم که شبه جشن و دیر اومدنش از تمرین که شبه مهمی برای من بود چ...



