غروبه بد !!!
غروبه چهارشنبه است و مثله بیشتره چهارشنبه ها خاکستری رنگ ، اینقدر دلم گرفته که می خوام زمین و آسمون و بهم بدوزم
وااااااای خدایا چی کار کنم ؟؟؟ به هر کس که می شناختم زنگ زدم که کمی حرف بزنم اما کسی نبود حالم خیلی بده ، کمککککککککککککککک
هوا هم اینقدر گرم و ساکنه که نفسم بالا نمیاد و دریغ از یک باد
وقتی هم می خابم تمامه لابه لای موهام خیس میشه و دایم بیدار میشم اصلان این روزها خیلی خوابم کم شده دیگه مثل قبلان ها خوابالو نیستم شبها بیشتر از پنج ساعت خوابم نمی بره که اونم دو سه بارش بیدار میشم برم دستشویی و چند بار هم از گرما و اینکه شکمه گنده ام نمیذاره راحت بچرخم بیدار می شم
.
طفلی بابایی !!!!!!! بهم زنگ زد تا گفت الو منم دیگه تاب نیوردم و شروع کردم به گریه کردن
هر چی می گفت چته جوابی نداشتم فقط دلم گریه داشت مگه همیشه آدم باید توضیح بده گاهی فقط نیاز به یه شونه مطمئن داری که سرتو روش بذاری و غصه هاتو خالی کنی .
باباجونی عزیزم می خواستم بهت بگم که :
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
متاسفم از اینکه ناراحتت کردم با اینکه می دونستم اونجا تنهایی و دله مهربونت غصه دار میشه اما چیکار کنم ؟ منم جز تو که کسی رو ندارم
.
الهی قوربونه گل پسرم برم که تو اون لحظه با تکونات که دیگه این روزا جوون دار شده و دلم رو از اینور به اونور میبره مامی شو دلداری میداد
.
دوستت دارم تنها امیدم که فقط به عشقه تو دارم این روزها رو طی میکنم


غروبه بد !!! 
