و اما این هفته !!!
سلام فدات بشم ، عزیزم، گلم، پسرم ،قند و عسلم ؛نفسم 
روزه پنج شنبه صبح عازمه کلاسه گلابی ها شدم![]()
که وقتی آماده ورزش شدیم دیدیم که از برنامه اردیبهشت کاناله 4 اومدن راجع خانوم های باردار و ورزشها ی بارداری برنامه تهیه کنن چند نفرو انتخاب کردن که یکیش من بودم 
که کلی راجع به دورانه بارداری ازمون سوال کردن ، و از ورزش کردنمون فیلم گرفتن اما هنوز نمی دونم که کی پخش می شه
؛
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
بعد از کلاس هم رفتم خونه غزال ( دختر عموم ) که از خواهرام بهش نزدیک ترم شبش هم مهونی خونه یه تازه عروس و داماد دعوت شدیم که هیچ شبی به اندازه اون شب توی این دوران بهم سخت نگذشته بود
تمامه غذاها که فست فودی بود فلافل و سوسیس و از این چیزا بود که من نمی تونستم بخورم فقط واسه اینکه ناراحت نشن یه کم تست کردم منه بیچاره اونشب از گرما همه جای بدنم می سوخت معده ام و کمرم هم از درد غوغا میکردن تازه گشنه هم بودم خیلی بهم بد می گذشت گرسنگی یه طرف و عذابه وجدان که قند وعسله من امروز چیزای خوبی نخورده عذابم می داد
آخه من در برابر شما مسئولم و باید مواظبت باشم ، هه هه ؛ چه حسه خوبیه که من مسولیته یه فرشته رو داشته باشم هنوز حسش برام ملموس نیست . همیشه از خدا می خوام یه توانایی بهم بده که برات سنگ نموم بذارم.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
جمعه غروب یه کتاب حافظ برداشتم 
و به یاده تو یه فال گرفتم از این بیتش خیلی خوشم اومد همیشه حضرت حافظ حرفه دل رو میزنه :
باور کن که بی عمر زنده ایم ما ، و این بس عجب مدار
روزه فراق را که نهد در شماره عمر ؟؟؟؟
عزیزم و این حرفه دله مامیه اینقدر به دلم نشست که اشکم دراومد
.
راستی بابایی دو باره همش میگه که خوابتو می بینه می گه چیزی یادم نمیاد فقط میدونم وقتی از خواب بیدار میشدم خیلی خوشحال بودم
.
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
ضمنان دو ، سه روزی هم هست که داریم با بابایی راجع به اسم بنیامین فکر می کنیم آخه بابایی عاشقه اینجور اسم هاست میگه اونقت بن یا بنی صدات می کنیم ؟؟؟ حالا نمی دونم تو کارن رو بیشتر دوست داری یا بنیامین ؟؟؟؟؟؟
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
روزه یکشنبه هم نوبته ویزیته دکترم بود ، که اینقدر معطل شدم که از عصبانیت نمی تونستم باهاش حرف بزنم 
دو ساعت انتظار خیلی برام سخت بود بخصوص اینکه کمرم هم روی اون صندلی ها درد گرفته بود ، و اینکه تنها بودم و حوصله ام سر رفته بود .
بهر حال ؛ گفت : نی نی مون یک کیلو و هشتصد گرم وزن داره ، قوربونت برم دو کیلوییه من ، و گفت : بقیه چیزها هم نرماله
.
از دیروزه هم یاد گرفتی که خودتو یه طرف دلم جمع می کنی و دلم کاملا کج می شه جوری که باعثه خنده همه می شه
.
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
عاشقتم دو کیلویی . ![]()

![]()

![]()


و اما این هفته !!!
